تبليغات X
تابستان
تاريخ : 13 تير 1397 | 15:49 | نویسنده : رویا | بازدید : 169
با لبخند به بابا نگاه کردم..اومد جلو و دستمو گذاشت تو دست پرهام و رو به پرهام گفت :پسرم پاره ی تنمو می سپرم دستت..من دخترمو تازه پیدا کردم..می دونم خوشبختش می کنی..یه نصیحت پدرانه برای بهتر شدن زندگیتون دارم..همیشه با هم صادق باشید وتو مشکلات پشت همو خالی نکنید .. به همدیگه اعتماد داشته باشید وبه هم احترام بذارید..انشاالله همیشه سلامت باشید واینو بدونید دعای خیرمن همیشه همراهتونه..
پرهام تشکرکرد وبابا رو بغل کرد ..با لحن محکم و مردونه ای گفت:مطمئن باشید فرشته رو خوشبخت می کنم..
بابا اشکاشو پاک کرد وگفت :ممنونم پسرم..





امتیاز : 2


طبقه بندی: ،
,

ارسال نظر برای این مطلب
نام شما:
ايميل :
سايت :
متن نظر :
کد امنیتی : * ریست تصویر