تبليغات X
تابستان
تاريخ : 18 خرداد 1397 | 13:13 | نویسنده : رویا | بازدید : 193
رهام دستگیره را گرفت وکشید ولی در باز نشد..با اسلحه نشانه گرفت وشلیک کرد..قفل در شکسته شد..
رو به هومن گفت:تو هوای بیرونو داشته باش..
هومن :باشه..مراقب باش..
پرهام با پا به در ضربه زد وارد اتاق شد..
از صحنه ای که دید بدنش به لرزه افتاد..
فرشته زیر دست وپای پارسا تقلا می کرد وجیغ می کشید..پارسا هم برای بوسیدن او صورتش را جلو برده بود..





امتیاز : 3


طبقه بندی: ،
,

ارسال نظر برای این مطلب
نام شما:
ايميل :
سايت :
متن نظر :
کد امنیتی : * ریست تصویر